از داستانهای کاربری به موارد مورد استفاده: پل بین نیازهای آگیل و مدلسازی بصری
روشهای توسعه آگیل، نحوهای که تیمهای نرمافزاری به نیازها نگاه میکنند، را تحول بخشیدهاند و داستانهای کاربری را به عنوان اصلیترین ابزار برای ثبت عملکرد از دیدگاه کاربر معرفی کردهاند. هرچند داستانهای کاربری به دلیل سادگی و تمرکز بر ارزش، مؤثر هستند، اما گاهی اوقات کمبود زمینه گستردهای را که برای سیستمهای پیچیده ضروری است، دارند. اینجا است که مدلسازی مورد استفاده وارد عمل میشود—نه به عنوان جایگزین داستانهای کاربری، بلکه به عنوان یک مکمل قدرتمند که فاصله بین نیازهای سطح بالای آگیل و درک دقیق سیستم را پر میکند. مدلسازی مورد استفاده…continue reading →
